بدون عنوان
بسم رب الرحیم سلام عزیزکم چطوری مادر؟ اومدم خوشحالی امروزمو باهات تقسیم کنم اما یه موضوعی باعث شد ترجیح بدم در مورد چیزای دیگه ای صحبت کنم که البته تا اومدم شروع کنم باباییتون فرمودند آماده بشم تا بریم منزل حاج آقا ، (منظورم پدر مجبوبه خانم ، زن دایی باباییه) خیلی دلم می خواست بشینم و حرفامو برات بنویسم اما الان باید برم ، باشه به وقتش نوگلم دوست دارم عزیزکم ...
نویسنده :
ارمغان بهشت
20:08
دهه فجر مبارکــــــــــــــــــــــ :)
راههای داشتن بارداری سالم
شاید برای خانمی که خواسته یا ناخواسته یک یا دو هفته پس از به تعویق افتادن قاعدگیاش متوجه بارداری خود میشود، حسی قابل لمس از داشتن جنینی که قلب و طناب نخاعیاش تشکیل شده است، وجود نداشته باشد. هدف از مشاوره پیش از بارداری دستیابی به رویه ای درست و حساب شده برای مراقبت است تا یک خانم با دارا بودن سلامت کامل وارد یکی از حساس ترین مراحل زندگی اش یعنی بارداری بشود و بتواند روند حاملگی سالم تری را داشته باشد. البته غربالگری به پیش از بارداری خلاصه نمی شود، بلکه با غربالگری های سه ماهه اول، دوم و سه ماهه بارداری تکمیل می شود و چرخه سلامت مادر و جنین را کامل می کند. ...
نویسنده :
ارمغان بهشت
1:08
خدایا خودت بخیر بگذرون :(
سلام نی نی قشنگم چطوری فرشته مهربونم؟ راستش الان خیلی ناراحتم اما امید به خداس که دلمو روشن کرده امروز با مامان جون رفتیم دکتر ، همینجور که منتظر بودیم نوبتمون بشه مامان گفت که بریم در مورد واکسنات بپرسیم ، خدارو شکر همه رو زده بودم ، واکسن کزاز هم هر 10 سال یک بار باید بزنم که سال 85 زدم و باید دوسال دیگه بعدیشو بزنم ، اما گفتن هپاتیت رو باید می زدی که فقط مرحله اولشو زده بودم ، خانم دکتره هم گفت که بشین اینو برات بزنم ، با اینکه دفعه پیش درد داشتم و دستم تا یه هفته فلج و سنگین بود اما هنوزم چیزیم نیست و مشکلی برام ایجاد نکرده وای عزیزم یه نی نی رو آورده بودن واکسن بزنن ...
نویسنده :
ارمغان بهشت
15:33
دزدی زیر برکت خدا :)
بنام خدای مهربون سلام عزیز دل مامانی امروز اولین روز از یه هفته جدیده ، خبرای خوبی ندارم گل مامان ! دیشب حدود 12 شب مادر جون با بابایی تماس گرفتن و گفتن پدر زن دایی محبوبه بابایی از دنیا رفتن . من ندیده بودمشون تا الان بنده خدا بعد از کلی وقت که تو بیمارستان بودن دیشب سکته مغزی کردن و فوت شدن ! خدا بیامرزتشون دیشب مامانی تا صبح خواب بد دید ان شاء الله که خیره . خواب دیدم دزدیدنم خیلی حالم بد بود دلم برا باباییت تنگ شده بود خیلی ناراحت بودم . تا اینکه صبح با صدای باباییت که داشت میگفت زهرا سوییچ ماشینو ندیدی؟ بیدار شدم ،...
نویسنده :
ارمغان بهشت
11:24
اولین لباسا
سلام عزیز مامان باز کلی برات حرف زدم و نت قطع شد و همه چی پرید! اما مشکلی نیست عزیزم یه مدت پیش با مامان جون رفته بودیم بازار توی یه مغازه پر از لباسای کوچولو موچولوی خوشگل یه لباس دیدم خیلی دوسش داشتم کلی با خودم کلنجار رفتم و آخرش خریدیمش با یه شیشه شیر که مامان جون خیلی عاشقش شده بود عزیزم امیدوارم ازشون خوشت بیاد اینم شیشه شیرت گلم ، البته پسرونس اگه پسر شدی امیدوارم دوسش داشته باشی اگرم دختر شدی یه دخترونه کوچولوشو برات میگیرم عزیزممممممم عزیزم این لباسای کوچولو رو هم سه شنبه چند هفته پیش با مامان جون و بابا جون و خاله سمانه رفته بودیم بیرون انقدر ذوق کوچولوییشون کردم و ان...
نویسنده :
ارمغان بهشت
19:17





